وب سایت مدیریتی ایران
http://managerial.ir/archives/category/structure/persian-articles/
وب سایت مدیریتی ایران …
حسین محمدی
وب سایت مدیریتی ایران …
حسین محمدی
تعاریف متفاوت از مدیریت
مدیریت : فرآیند به دست آوردن،گسترش،توزیع واستفاده از منابع متفاوت حیاتی واساسی درجهت حمایت وپشتیبانی از اهداف یک سازمان است.(ص28-آموزش مدیریت – لستر بیتل)
مدیریت : پدید آوردن ارزش افزوده از همه عاملهای موجود در اختیاراست.(ص11- مشارکت ومدیریت مشارکت جو – دکتر محمد علی طوسی)
مدیریت : فرآیند تصمیم گیری ، برنامه ریزی ، تعیین خط مشی ،تعیین وظایف وتهیه طرحهای تشویقی واستخدام افراد بمنظور اجرای سیاستهای از پیش تعیین شده (ص 2 –حسابداری صنعتی جلد اول – سازمان حسابرسی)
مدیریت : هنر انجام کار بوسیله دیگران(ماری پارکر فالت) -(ص 23 – مدیریت تحول-دکتر کاوه تیمورنژاد)
مدیریت : فرآیندی است مشتمل برسازماندهی ،برنامه ریزی،هدایت ونظارت تلاشهای افرادسازمان وبهره برداری ازسایر منابع سازمانی جهت نیل به اهداف تعیین شده سازمان.(جمیزاستونر- ادوارد فریمن)- -(ص 24 – مدیریت تحول-دکتر کاوه تیمورنژاد)
مدیریت : فرآیندی است که مدیران برای رسیدن به اهداف سازمانی طی میکنند . (ص 2- مدیریت سازمانهای پیچیده- دکتر قاضی طبا طبایی)
مدیریت : فرآیند رسیدن به اهداف سازمانی است. این مهم به وسیله به کارگیر ی وکارکردن با انسانها ودیگر منابع سازمانی به انجام می رسد. (ص 2- مدیریت سازمانهای پیچیده- دکتر قاضی طبا طبایی)
مدیریت : مجموعه ای از دانش است که بصیرت لازم برای اداره سازمانها را فراهم میکند. (ص 2- مدیریت سازمانهای پیچیده- دکتر قاضی طبا طبایی)
مدیریت : فرآیندی است که یک گروه درگیر در کار جمعی اقدام های افراد را در جهت اهداف مشترک سوق می دهد.((Massie and Douglas (ص 2- مدیریت سازمانهای پیچیده - دکتر قاضی طبا طبایی)
مدیریت : فرآیند کار کردن با واز طریق دیگران برای تحصیل ثمر بخش اهداف سازمانی است . این مهم بوسیله استفاده کارآ از منابع محدود، درمحیطی درحال تغییر ،انجام می پذیرد.(kreitner) (ص 2- مدیریت سازمانهای پیچیده- دکتر قاضی طبا طبایی)
مدیریت : هماهنگ کردن کلیه منابع از طریق فرآیند برنامه ریزی ،سازماندهی ،هدایت وکنترل برای به دست آوردن اهداف تعیین شده (Sisk) (ص 2- مدیریت سازمانهای پیچیده- دکتر قاضی طبا طبایی)
مدیریت : عبارت از فراهم آوردن محیطی مناسب برای انسان هایی است که در گروههای رسمی سازمانی فعالیت میکنند. (Koontz and O’Donnell) (ص 2- مدیریت سازمانهای پیچیده- دکتر قاضی طبا طبایی)
مدیریت :شامل فعالیت هایی است که یک فرد یا یک گروه برای هماهنگ کردن فعالیت های دیگران انجام می دهد . این فعالیت ها برای بدست آوردن نتایجی است که یک فرد به تنهایی قادر به کسب آنها نیست.
نظریه ی لوتر گیولیک و لیندال ارویک؛
پوسد کورب
POSDCORB
اصطلاح (POSDCORB) برای اولین بار توسط لوتر گیولیک و لیندال ارویک مطرح شد. (POSDCORB) در واقع لغت با مفهوم خاصی نیست، بلکه از کنار هم قرار گرفتن یک سری از حروف لاتین که اول یک سری وظایف مدیران می باشد تشکیل شده است. به بیان دیگرلوتر گیولیک و لیندال ارویک که یکی از دانشمندان معاصر علوم اداری می باشد، وظایف مدیر را در اصطلاح لاتین (POSDCORB) خلاصه می کند. این اصطلاح معنی خاصی ندارد و تنها برای کمک به حافظه وضع گردیده است. بنابر طبقه بندی گیولیک حروف لاتین اصطلاح نامبرده معرف وظایف مدیران به شرح زیر است:
1- Planning ( برنامه ریزی ):
برنامه ریزی در واقع شالوده ی مدیریت می باشد و شامل پیش بینی عملیات اساسی و تعیین طرق اجرای آن به منظور تامین هدف سازمان است.
2- Organizing ( سازماندهی ):
سازمان دهی در واقع بیان گر ساز وکار های هماهنگی است که مشخص می کند چه کسی به چه کسی باید گزارش دهد. در واقع شامل تعیین حدود اختیارات است که طبق آن وظایف از هم تفکیک می شوند.
3- Staffing ( کارگزینی ):
کارگزینی و امور مترتب بر آن که شامل استخدام و کارآموزی و همچنین تامین شرایط مساعد کار و سایر موارد است یکی از مهمترین وظایف مدیران می باشد.
4- Directing ( فرماندهی ):
فرماندهی یکی از وظایف مدیران می باشد که شامل عمل مداوم اخذ تصمیم های خاص یا کلی و صدور دستور به منظور هدایت و رهبری سازمان است. وحدت فرماندهی نیز یکی از اصول چهارده گانه ی هنری فایول می باشد.
5- Coordinating ( هماهنگی ): شامل عمل مهم تطبیق وظایف مشاغل مختلف سازمان به منظور تحقق یافتن هدف مطلوب می باشد. هماهنگی دارای یک سری فنون و ساز و کارهای خاص است که در یادداشت های مختلف مدیریتی بدان اشاره شده است.
6- Reporting ( ارتباطات ):
ارتباطات یه عنوان وظیفه ای که انتقال دهنده ی پیام ها، گزارشات، دستورات و ... می باشد یکی از مهمترین موارد مطروحه در نظریه ی گیولیک است. در واقع به معنای آنکه مجری کسانی را که در برابر آنها مسئول است از جریان پیشرفت امور آگاه می سازد. گزارش دهنده باید در اثر مطالعات ، تحقیق و بازرسی از جریان پیشرفت امور آگاه باشد.
7- Budgeting ( بودجه بندی ):
بودجه بندی یکی از مهمترین وظایف مدیریت در نظریه ی گیولیک است که شامل تنظیم طرح مالی عواید و مخارج سازمان و نظارت بر اجرای آن می باشد. بودجه بندی شامل انواع و تکنیک های مختلف است که در کتب بودجه ریزی مطرح گردیده است.
POSDCORB
(Gulick & Urwick)
POSDCORB: 7 functions of manager (Gulick & Urwick)
Planning
Organizing
Staffing
Directing
COordinating
Reporting
Budgeting
The acronym POSDCORB stands for planning, organizing, staffing, directing, controlling, retaining, and budgeting. Planning is the process of setting goals and objectives. When we set goals it is important to make sure that they are timely and obtainable. As a manager or as a person in general it is not only important to set day to day goals but also weekly monthly and yearly goals. These are known as short term and long term goals. When mastering the planning process there are two main types. First there are Master plans. These are long term general plans that help you to achieve the goals that you have set for yourself. To complete Master plans you move on to what is known as operational plans. Operational plans are how you propose to accomplish the Master plans which you have set. Without both of these you will not be able to accomplish the goals which you have set.
يكصد خصوصيت رفتاري بين افراد موفق
تمامي موفقان جهان ؛ بنوعي در رفتار با هم مشترك هستند.
« شما گاهي فكر ميكنيد كه مثلا : اخلاق اين شخص چقدر شبيه خودم و يا فلان شخص است. »
لطفا سر فرصت كافي و با دقت؛ نكات ذيل را بخوانيد و در مقايسه با خودتان ؛ به هر موضوع يك ٪ یا امتياز دهيد :
1- بخداوند ايمان دارند و معتقدند كه ايمان مبناي همه اعجازهاست و پادزهر شكست و در همه حال شاكر خداوند هستند .
2- داراي اهداف مشخص هستند .
3- هميشه در پي فرصت هاي مناسب هستند .
4- داراي روحيه مداومت و پشتكار هستند .
5- در اثر بروز مشكلات متوقف نميشوند .
6- با متخصص مشورت مينمايند .
7- تسليم مشكلات نميشوند و سخت كوش هستند .
8- در مقابل جواب نه ، تسليم نمي شوند .
9- از غير ممكن حرف نمي زنند .
10- مي دانند كه چه مي خواهند.
11- حاكم بر سرنوشت خود هستند .
12- محدوديت هاي ذهنشان را ؛ معيار سنجش نميدانند .
13- داراي اشتياق سوزان جهت رسيدن به هدف هستند .
14- در پي رسيدن به هدف خود ؛ راه بازگشتي را قرار نميدهند ؛ شايد راه را عوض كنند ولي هدف را هرگز .
15- به رويا هاي خود جامه عمل ميپوشانند ؛ و اجازه بي احترامي را نميدهند .
16- به گفته هاي بيجاي ؛ اين و آن آنچنان توجه نميكنند .
17- در لحظات بحراني ؛ بدنبال نقطه عطف موفقيت هستند .
18- ذهنشان در شرايط باور است .
19- خوب گوش ميدهند و راهكارهاي مناسب را پيدا ميكنند.
20- عقيده دارند که « هرگز » زمان طولاني است .
21- معتقد هستند كه با ايمان به خود ؛ هرشخصي از ذلت به قدرت ميرسد .
22- عوامل ناخوشايند را از ذهن خود دور نگهميدارند .
23- از نيروي ديگران نيز استفاده ميكنند ؛ با شرايط منصفانه .
24- ديگران را تشويق ميكنند و مورد احترام و عشق و محبت و تقدير و ياري ؛ قرار ميدهند .
25- از حسادت و خود خواهي به دور هستند .
26- از اظهار نظر خود ؛ ترسي ندارند .
27- عاشق رشد و اوج هستند .
28- پيروز ميشوند چون باور دارند .
29- اشخاصي با احساس و هيجاني هستند كه خوب خود را كنترل ميكنند .
30- معتقد هستند در قبال هيچ ، نصيب هيچ است .
31- در ابتداي كار حساب ميكنند كه ؛ پاداش كار به تلاشش مي ارزد ؟.
32- ريسك ميكنند و منتظر برنامه قطعي و 100% نيستند و زياد به استدلال اعتماد نميكنند و معتقد هستند كه ذهن نيمه هشيارشان ؛ نقشه را طراحي ميكند .
33- ارباب خويشتن هستند و مسلط بر خود .
34- معتقدند كه تمامي موفقان و قهرمانان جهان ؛ روزي شكست خورده بودند .
35- ميدانند كه جواب سوالات خود را ؛ از كجا تهيه كنند .
36- ميتوانند يك گروه متخصص مورد نياز را دور هم جمع كنند .
37- موفقيت را يك عادت ميدانند .
38- با كساني همكاري ميكنند كه با سختي ها كنار نميايند .
39- ذهن خود را ماهيچه ميدانند و مانند يك ورزشكار تمرين ميكنند تا قوي تر شوند .
40- با اراده راههاي محال را پيدا ميكنند .
41- خواسته اشان را با تمام و جود به خود و ديگران و خداوند ميگويند.
42- در مقابل انتقادها و سرزنش ها صبور هستند و هدفشان برايشان مهم است .
43- در برابر شكستها ي موقتي ؛ ميگويند اين راه اشتباه بود و راه ديگر را امتحان ميكنند .
44- معتقد هستند كه رهبر خوب ؛ قبلا پيرو خوبي بوده است .
45- شجاعتشان موقتي نيست و ادامه دار است .
46- خويشتن را براحتي كنترل ميكنند .
47- احساس انصاف و عدالت در درون آنهاست .
48- در تصميم گيري هاي خود ؛ قاطع هستند .
49- داراي برنامه قبلي و عملي هستند .
50- هميشه از ديگران فعال تر هستند .
51- داراي شخصيت خوشايند و محترم هستند .
52- نسبت به اطرافيان ؛ احساس همدلي و همدردي واقعي هستند .
53- بر تمام جزئيات امور خويش احاطه دارند .
54- حتي مسئوليت اشتباهات و نواقص همكاران و پيروان خود را مي پذيرند و به گردن ديگري نمي اندازند و دنبال بهانه آوردن نيستند .
55- براحتي اصول همكاري را رعايت ميكنند ؛ و رضايت همكاران و پيروان را بدست مي آورند .
56- هميشه در پي آن هستند كه به ديگران خدمت كنند .
57- از رقابت نميترسند و از اينكه ديگري جايشان را بگيرند ؛ واهمه اي ندارند .
58- موفقيت و زحمات پيروان و همكاران را به پاي خود نمي نويسند و موفقيت را بين گروه تقسيم ميكنند .
59- بسيار وفادار و صميمي هستند .
60- در دل همكاران و پيروان ؛ ترس و هراس نمي كارند .
61- به سمت و عنوان ؛ جهت ايجاد احترام ؛ معتقد نيستند .
62- به وضع ظاهري خود ؛ اهميت مي دهند .
63- ادب را همچون ؛ خدمات ميدانند .
64- بهاي پيشرفت و ترقي را مي دهند .
65- خواسته هاي خويش را بدون خدشه وارد كردن به حقوق ديگران ؛ بر آورده ميكنند .
66- تنبل نيستند و كار امروز را به فردا موكول نمي كنند .
67- در انتظار رسيدن زمان مناسب نيستند ؛ زمان مناسب را مي سازند .
68- مشكلات آنها را خسته نميكند ؛ آنها مشكلات را خسته ميكنند .
69- در تصميم گيري ها ؛ سرعت عمل دارند و در اجراي آن ؛ تجديد نظر نميكنند .
70- به احتياط بيش از حد ؛ اهميت نمي دهند .
71- چشمانشان را باز نگهداشته و نمي ترسند .
72- براي آينده هميشه پس انداز ميكنند .
73- توسط رفتار خوب باديگران ؛ رابطه خوب ميسازند و از اين فرصت ؛ بموقع استفاده ميكنند .
74- صادق هستند و از دروغ متنفر هستند .
75- همه نقاط ضعف و قدرت خود را ميدانند و هميشه در پي اصلاح و تقويت آن هستند .
76- براي اهداف خود زمان تعيين ميكنند .
77- فرق خود باوري و خوستائي را ميدانند .
78- تعادل رفتاري خود را خوب حفظ ميكنند .( ظاهرشان نشان نميدهد كه دارا هستند و يا ندار ) .
79- تفاوت حيا و نجابت را با كمروئي ؛ خوب ميدانند .
80- اهل تكبر نيستند و ميدانند كه مثلا : فروشنده اي كه متكبر باشد ؛ مشتري هاي خود را از دست ميدهد ویا........ .
81- ديگران را بزرگ ميكنند .
82- در برخورد اول اثر خوبي بر روي طرف مقابل ميگذارد .
83- كسي با انها ؛ احساس ناراحتي نمي كند .
84- بخشنده هستند ؛ هم نسبت به خود و هم ديگران .
85- از افراد منفي دوري ميكنند .
86- تا حدودي شوخ طبع هستند .
87- براي جدي بودن ؛ از اخم استفاده نمي كنند .
88- در مقابل ضعيف تر از خود مغرور نيستند و در مقابل بالا دست خود ذليل نيستند و ادب را رعايت ميكنند .
89- اكثرا ؛ افراد سختي كشيده هستند و در ناز و نعمت نبوده اند .
90- خوب بلدند كه از خودشان دفاع و مراقبت كنند .
91- از تنهائي حوصله اشان سر نميرود .
92- خنده رو هستند و قاطع .
93- به انچه ميدانند ؛ جدا عمل ميكنند .
94- در باره ديگران كمتر حرف ميزنند و متقابلا در رابطه با طرحهاي بزرگ سخن ميگويند .
95- سعي ميكنند كه دانش و اطلاعات خود را به روز رسانند .
96- وعده و قول بيخود به كسي نميدهند .
97- علاوه بر برداشت ؛ مدام در حال كاشت هستند .
98- در اموري كه به شخص ديگري مربوط است ؛ بيخود تصميم گيري نميكنند .
99- در ندانسته هايش ؛ براحتي ميگويد كه نميدانم و لازم بداند پس از آن تحقيق ميكند .
100- بدنبال هدر نمودن وقت و وقت كشتن نيست و قدر زمان را خوب ميداند .
اصول مدیریت هنری فایول (Henry Fayol)
هنری فایول (1925-1841) یک تئوریسین مدیریت اهل کشور فرانسه بوده است که تئوری های او در مدیریتِ نیروی کار در اوایل قرن بیستم بسیار موثر و تاثیر گذار بوده است. فایول در واقع یک مهندس معدن بوده است که که در شرکت معدنی در فرانسه کار می کرد، او در ابتدا به عنوان یک مهندس مشغول به کار شد و بعدها به بخش مدیریت و مدیر عامل تبدیل شد. و در دوران فعالیت خود در آنجا چندین مقاله و کتاب در زمینه های مدیریت به چاپ رساند.
اصول چهارده گانه مدیریت که توسط هنری فایول مطرح شده است، از مهمترین مفاهیم مدیریتی به حساب می آید، که به نظر می رسد، جزو اولین مسائلی باشد که هر مدیری نیاز به دانستن آنها دارد، دانستنی که باید در مدیریت به کار آید. این اصول در نگاه اول به نظر ساده و روشن می آیند، اما به وضوح می توان عدم رعایت این موارد را نه تنها در مدیریت شرکت ها و صنعت گران کوچک و متوسط بلکه در بزرگترین مدیریت های ایران دید. اصولی که فایول در اوایل قرن بیستم انها را شناخت و اروپا و آمریکا مدتها پیش آن را باور کردند و دست مایه ی توسعه ی آنها شد.
اصل اول – تقسیم کار:
تقسیم کار و تخصصی کردن کارها باعث می شود افراد بتوانند تجربه کسب کنند و کیفیت کار خود را بهبود دهند. به این ترتیب آنها با تمرکز بر کار خود به تدریج مهارت خود را خواهند افزود. و این منجر به افزایش بهره وری می شود .
اصل دوم – اختیار :
عبارتست از دادن حق دستور دادن و انجام فعالیتها به تشخیص خود فرد. که بستگی به خود شخص و موقعیت وی دارد و نباید بدون در نظر گرفتن میزان مسئولیت فرد در مورد آن تصمیم گیری شود.
اصل سوم – نظم و انظباط :
عبارتست از در نظر گرفتن نحوه فرمانبرداری، فعالیت، رفتار و احترام بین کارمند و کارفرما که برای هر کاری ضروری است. این چیزی است که رهبران باید آن را از طریق یک ارتباط دو طرفه ایجاد کنند.
اصل چهارم – وحدت فرماندهی:
یک کارمند فقط باید از یک مافوق دستور بگیرد. معمولا بهتر است که یک مافوق داشته باشید تا اینکه دستورهای دوگانه برای یک کارمند وجود داشته باشد.
اصل پنجم – وحدت هدف:
یک سرپرست، یک برنامه: یک رهبر با یک هدف یاید یک گروه فعالیت ها را به یک هدف مشابه رهبری کند.
اصل ششم – تبعیت تمایلات شخصی از تمایلات گروهی:
تمایلات یک شخص یا یک گروه نباید بر تمایلات سازمان غلبه داشته باشد.
اصل هفتم – پاداش کارکنان
نتایج (خوب یا بد) کارها باید بین کارکنان و کارفرما تقسیم شود. میزان پرداخت ها باید بر اساس ارزش کارمند برای سازمان و نیز عوامل مستقل از ارزش کارمند باشد. مثلا بر اساس هزینه های زندگی، در دسترس بودن کارمند و شرایط عمومی سازمان.
اصل هشتم – تمرکز زایی (یا تمرکز زدایی)
هر کاری که باعث کاهش اهمیت نقش یک کارمند در تصمیم گیری شود، تمرکز زایی و هر کاری که باعث افزایش اهمیت نقش وی در تصمیم گیری شود، تمرکز زدایی گفته می شود. در کلیه شرایط باید تعادلی بین این دو وضعیت وجود داشته باشد.
اصل نهم – زنجیره عددی
زنجیره ای از مدیران از بالاترین رده تا پایین ترین رده را زنجیره عددی فرمان گویند. هر مدیر یک ارتباط در این زنجیر است که باید در این زنجیر ارتباط سالم و مناسب برقرار کنند. این زنجیره تنها وقتی قطع می شود که مقام بالایی تایید کند و یا نیاز به آن از بین برود.
اصل دهم – نظم و ترتیب
بطور ساده به معنای وجود یک مکان برای هر کس و هر کسی در جای خودش است. یک جا برای هر چیزی و هر چیزی سر جای خودش. هدف نظم و ترتیب جلوگیری از اتلاف است.
اصل یازدهم – انصاف
عدالت و مهربانی دو عنصر مهمی است که ترکیب مناسبی از آنها برای مدیریت شرکت لازم است. برخورد مناسب با کارکنان برای رسیدن به این هدف لازم است.
اصل دوازدهم – ثبات افراد
کاهش میزان جابجایی ها منجر به کارایی بیشتر و کاهش هزینه های تغییر نیروی انسانی می شود. امنیت شغلی و احساس امنیت برای شغل موجب افزایش کارایی افراد در سازمان می شود، ضمن آن که از تحمیل هزینه های بیهوده ی تغییر نیروی انسانی بر سازمان پیشگیری می کند.
اصل سیزدهم - ابتکار
افراد در هر سطحی باید برای ابراز و به کارگرفتن ایده های خود آزاد باشند. مدیری که به کارکنان زیردست خود اجازه می دهد ابتکارهای خود را به کار ببندند بسیار بالاتر از مدیری است که چنین اجازه ای به زیردستان خود نمی دهد.
اصل چهاردم – روح صمیمیت و یگانگی
مدیر موظف است که هماهنگی را ایجاد کرده و از وقوع مواردی که باعث از بین رفتن هماهنگی یکدستگی می شود جلوگیری کند.
فایول همچنین مدیریت را اجرا و شناخت 5 عنصر زیر می داند :
برنامه ریزی و پیش بینی: پیش بینی آینده و تدوین برنامه.
سازماندهی کردن: ایجاد ساختاری برای نیروی انسانی، سرمایه و ... در شرکت.
فرماندهی کردن : اجرای کارها توسط کارمندان و زیردستان.
هماهنگ کردن : ترکیب کردن، متحد کردن فعالیت ها و افراد.
کنترل: مقایسه نحوه ی انجام کارها و با برنامه ها.
http://pajoohande.sbmu.ac.ir/search.php?slc_lang=fa&sid=1مقالات
محمدی
نشريه پژوهنده
صاحب امتياز:
دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی ـ درمانی شهيد بهشتی
زمينه موضوعی: پزشکی ـ پيراپزشکی
مدير مسئول: دکتر سيد محمود طباطبائیفر
سردبير: دکتر معصومه جرجانی
ناشر: معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتیPejouhandeh Journal
مهندس ناصر ولايی
MOHAMADI
چکيده مقاله:
| چکيده مقاله: | |
سابقه و هدف: تعهد سازمانی يک متغير مهم در درک رفتار کارکنان می باشد. تعهد سازمانی با تأثير بر عملکرد کارکنان باعث افزايش بهره وری، بهبود ارائه خدمات و افزايش کيفيت آن می گردد. با وجود اهميت زياد، تاکنون در ايران تحقيقی که تعهد سازمانی پرستاران را مورد ارزيابی قرار دهد، انجام نشده است. مطالعه حاضر با هدف تعيين ميزان تعهد سازمانی پرستاران و رابطه آن با رضـايت شغـلی و عـوامل فـردی پرسـتاران در بخـش های داخلی- جراحی بيمارسـتان های آمـوزشی وابسـته به دانشـگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهيد بهشتی در سال 1384 انجام شد. مواد و روش ها: از روش توصيفی - همبستگی جهت توصيف و ارزيابی روابط بين متغيرها استفاده شد. تعداد 220 مجموعه پرسشنامه (شامل فرم اطلاعات فردی، پرسشنامه رضايت شغلی و پرسشنامه تعهد سازمانی) بين پرستاران توزيع شد که تعداد 202 مجموعه پرسشنامه برگردانده و 198 مجموعه پرسشنامه برای تجزيه و تحليل نهايی مناسب تشخيص داده شد. يافته ها: بين عوامل فردی (به جز جنسيت) و ابعاد مختلف تعهد سازمانی پرستاران اختلاف معنی دار آماری وجود نداشت. بين رضايت شغلی پرستاران و تعهد عاطفی و تکليفی رابطه ای مثبت، ولی بين رضايت شغلی و تعهد مستمر رابطه ای منفی وجود داشت. واحدهای مورد پژوهش به ترتيب بيش ترين ميزان رضايت را از ارتباط با همکاران، جايگاه شغلی، نظارت و سرپرستی و مديريت، و کم ترين ميزان رضايت را از شرايط کار و امنيت شغلی و حقوق و مزايا داشتند. نتيجه گيری: عوامل فردی نبايستی ملاک گزينش پرستاران متعهد باشد و لازم است مديران پرستاری بعد از استخدام کارکنان، در جهت ايجاد تعهد سازمانی در آن ها تلاش نمايند. مديران پرستاری می توانند با افزايش تعهد عاطفی و تکليفی در پرستاران ميزان عملکرد آن ها را افزايش دهند. بدين منظور مديران پرستاری لازم است با ايجاد رضايت از حقوق و مزايا و فراهم کردن شرايط مناسب کاری و تأمين امنيت شغلی، ميزان نارضايتی کارکنان را کاهش داده و با حمايت از کارکنان و تشويق مناسب، ميزان رضايت شغلی کارکنان پرستاری را افزايش دهند حسین محمدی |
انکیم و رنه موبورنه، نویسندگان این کتاب انقلابی در عرصهی مدیریت و استراتژی سازمان، رویکردی بدیع را در عرصهی کسبوکار مطرح مینمایند. آن ها با انتقاد از الگوی حاکم در عرصهی تفکر استراتژیک که مبتنی بر حضور در مهلکهی رقابت، مواجه مستقیم و جاری شدن خون و نهایتاً شکل گیری اقیانوس قرمز (اقیانوسی از خون) است، فلسفه جدید و نوآورانهای را پیشنهاد مینمایند که بر مبنای آن، کسبوکار در شرایطی مسالمت آمیز، به دور از رقابتهای خونین و در پهنهی اقیانوس آبی صورت میگیرد. از آنجا که این کتاب بسیاری از مفروضات تفکر غالب در عرصهی کسبوکار را به چالش میگیرد، مطالعهی آن میتواند افقهای جدیدی را پیش روی رهبران، مدیران و استراتژیستهای سازمان قراردهد.
درسهای مدیریتی
بیشتر استراتژی های سازمانها برگرفته از مدلهای نظامی است که مبتنی بر مقابله و مواجه است.
وقتی
کسبوکارها درگیر رویارویی مستقیم میشوند، صحنهی مبارزه شلوغ میشود و
همهی طرفهای درگیر با کاهش سهم بازار، کاهش رشد و افت سود مواجه میشوند.
کسبوکارهایی
نظیر تلفنهمراه و بیوتکنولوژی، سیسال پیش اساساً وجود نداشتند و این
موارد مصادیقی بارز از اقیانوس آبی محسوب میشوند.
هدف استراتژی
اقیانوس آبی، ایجاد کسبوکار در عرصهای است که قبلا وجود نداشته و از این
طریق پهنهای آرام و بیتلاطم را پیشروی ایجاد کنندگان کسبوکار نو
میگذارد.
برای تشخیص چنین عرصههایی، دیدبانی کلان، امری ضروری است و از اینرو است که یک سازمان هرگز نباید دیدبانی خود را برونسپاری کند.
صنایع فعال در اقیانوس آبی نسبت به صنایعی که در آنها رقبا با یکدیگر مواجه مستقیم دارند، سودآورتر هستند.
با استفاده از
استراتژی اقیانوس آبی، به مشتریان خود "ارزش نوآورانه" ارائه کنید. این
ارزش نوآورانه چیزی جز محصول پیشرفته همراه با صرفهی اقتصادی برای مشتری
نیست.
همیشه جلیقهی نجات داشته باشد. گام های ششگانهی پیادهسازی استراتژی اقیانوس آبی که در زیر برشمرده میشوند، پرمخاطره هستند.
گام اول:
گام
اول بازسازی مرزهای بازار است. در این گام باید چارچوبها و مفروضات حوزه
کسبوکار خود را به چالش گرفته و آنها را دوباره تعریف کنید.
گام دوم:
در گام
دوم باید بر تصویر بزرگ تمرکز کنید. این به آن معناست که نباید خود را
آنقدر درگیر آمار و ارقام کنید که از مسائل کلی، جهت گیریهای کلان و
موقعیت بازار خود غافل شوید.
گام سوم:
گام
سوم، فراتر رفتن از تقاضای فعلی است. برای اینکار باید به جای آن که صرفاً
بر برآوردهکردن نیازهای فعلی مشتریان تمرکز کنید، به آینده نظر داشته
باشید و مشتریان بالقوه و نیازهای آتی آنها را مورد تحلیل قراردهید.
گام چهارم:
گام
چهارم، رعایت توالی استراتژیک است. در این گام ضروری است در خصوص آنچه قصد
ارائهاش را دارید، به سوالاتی همچون "چرا کسی باید این محصول را خریداری
کند؟"، "آیا قیمت آن مناسب است؟"، " آیا مانعی در راه موفقیت محصول در
بازار وجود دارد؟" پاسخ دهید.
گام پنجم:
گام
پنجم، چیرگی بر موانع سازمانی است و این موانع عمدتاً ناشی از ترس و
محافظهکاری مدیران نسبت به ورود به حوزهی جدیدی از کسبوکار است که با
ادبیاتی متفاوت اداره میشود.
گام ششم:
گام
نهایی، اجرایی کردن استراتژی است. برای این منظور بهتر است اجرای استراتژی
را در چهارچوب یکی از فرایندهای شرکت خود درآورید. همچنین ضروری است با
توجه به ماهیت مخاطرهآمیز ورود به این عرصه، فضایی از اعتماد را در درون
سازمان ایجاد نموده و آن را تحکیم بخشد.
به نام خدا
انواع سازماندهی
تعریف سازماندهی: فرآیندی است که باعث تقسیم کار و ارتباطات میشود.
فراگرد: نظم و ترتیبدادن به کار و تقسیم و تکلیف آن کار و تحقق آن به صورت مستمرو پیوسته که برای یک هدف و هدفهای معین میباشد صورت میگیرد.
حاصل فرآیند سازماندهی: ساختار سازماندهی است.
هدف سازماندهی: سینرژی است.
در یک سازمان یک مدیر پنج وظیفه بر عهده دارد:
۱. برنامهریزی
2. سازماندهی
۳. بسیج منابع و امکانات
4. رهبری
5. هدفگذاری
تفاوت فرآیند و فراگرد: فرآیند یکبار انجام میشود ولی فراگرد چندبار به فرآیندی که به صورت مستمر و پیوسته ادامه دارد و انجام میشود.
تقسیم بندی کلی سازمان: افقی: 1.تقسیمبندی کارها و فعالیتها با توجه به وظایف عمده سازمان
2. طراحی ادارهها
3. طراحی واحدهای پشتیبانی
عمودی: 1. ارائه طرح سلسله مراتب
2. تعیین حیطه نظارت افراد
3 . مشخص کردن حوزه سرپرستی افراد با رعایت اصل (وحدت فرماندهی)
4 . تنظیم روابط رئیس و مرئوس
5. تعیین نوع و حدود اختیارات افراد
6. تنظیم روابط صف و ستاد
7. تعیین میزان تمرکز و عدم تمرکز